روانشناسی

احساس گناه و ترس پس از آن

دکتر شبنم طلوعی،روانشناس و درمانگر: اول از همه ما ميبايست بدانيم كه اين سه مفهوم چه معنى اى دارند.

اضطراب يك احساس است كه مشخصه آن دلهره و نشانه هاى سوماتيك تنش است.

كه در آن فرد انتظار يك خطر غريب الوقوع , فاجعه و نگون بختى دارد .

نگرانى يا شك يك حالت از عدم اطمينان يا احساس ترديد درباره حقيقت , واقعيت وذات يك چيز.

حس گناه يك احساس خوداگاه است كه مشخصه آن ارزيابى درداور چيزى كه انجام داده شده( يا بهش فكر شده) كه غلط است و معمولا همراه با امادگی اى در جهت جبران يا كاهش زيان آن اشتباه است. از اين جهت از شرم متمايز است كه در شرم يك ترس قويتر ديگرى نيز وجود دارد كه آن هم از ترس از افشاى عمومى كرده فرد و در معرض قضاوت وتحقير قرار گرفتن ان است.

حال كه ميدانيم هر يك از اين سه كلمه چه معنايى دارند, ميتوانيم درباره ارتباط آنها با يكديگر صحبت كنيم. احساس گناه يك نشانه نسبتا رايج اضطراب است. كسايى كه از چنين وضعيتى رنج ميبرند؛ نتيجه گيرى هاى يكهويى و اسيب زايى در مورد خودشان ميكنند. اين افراد بارى سنگين بر دوش خود حمل ميكنند كه نسبت به آن مسئوليتى ندارند. اين افراد موقعيت ها را نيز تحريف ميكنند كه سبب زجر بيشترى نيز ميشود كه همين موجب شك ونگرانى ميشود.

شك از طريق بيش پردازشى اطلاعات كه باعث نوشخوار ذهنى ميشود؛ سطح اضطراب را افزايش ميدهد كه چنين چيزى موجب افزايش احتمال خطا ميگردد وهر خطا اين بار مسئوليتى كه بر دوش اين افراد است را افزايش ميدهد كه چنین چيزى به احساس گناه بيشترى ختم ميشود و اين چرخه تا زمانى ادامه پيدا ميكند كه فرد دچار فروپاشى روانى بشود.

پس در نتيجه اين سه ميتوانند يك چرخه اى از بدبختى را ايجاد كنند كه زمينه ساز افسردگى حاد و ذكر اختلالات ميشود پس با شكست اين چرخه‌ ما ميتوانيم از خيلى از اين موارد جلوگيرى كنيم.

بازگشت بە لیست

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *