ذهن بیشفعال (Overthinking) وقتی فکرها دست از سرت برنمیدارند
گاهی ذهن، بیش از اندازه فعال میشود؛
بهجای آنکه در خدمت ما باشد، ما را در خدمت خود میگیرد.
فکرهای تکراری، تحلیلهای بیپایان و مرور گذشته، انرژی روانی ما را میبلعند.
به این حالت، ذهن بیشفعال یا Overthinking میگوییم — حالتی که در آن، فکر کردن از حد طبیعی فراتر میرود و به اضطراب مزمن تبدیل میشود.
در جلسات درمان، من (دکتر شبنم طلوعی) بارها با مراجعانی روبهرو شدهام که از «ذهن خاموشنشدنی» رنج میبرند.
آنها در ظاهر آراماند، اما درونشان صدای افکار مثل موجهای بیپایان میپیچد.
اولین قدم برای رهایی، آگاهی از افکار است — اینکه ما ذهن خود نیستیم، بلکه ناظر آنیم.
وقتی این فاصله را ایجاد کنیم، میتوانیم انتخاب کنیم کدام فکر را بپذیریم و کدام را رها کنیم.
ذهن بیشفعال دشمن سکوت درونی است، اما اگر یاد بگیریم آن را مدیریت کنیم، به بزرگترین ابزار رشد تبدیل میشود.
آرامش واقعی زمانی آغاز میشود که یاد بگیریم هر فکری ارزش دنبال کردن ندارد.













