کتاب “شدن” زندگی شخصی همسر اولین رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا (باراک اوباما) را قبل و بعد از ورود به کاخ سفید روایت میکند.این کتاب به قلم خود میشل اوباماست. در واقع کتاب شدن خاطرات قدرتمندترین زن سیاهپوست جهان و حکایت سرگذشت زنی است که دشواریها و موانع زندگی را قدم به قدم پشت سر میگذارد و با تلاش، بردباری، تدبیر و ایستادگی آیندهای روشن برای خود رقم میزند.میشل اوباما با لحنی روایی و ساده توانسته توجه بسیاری از مخاطبان را جلب کند. خاطرات او شاید از این جهت جذاب است که تلفیقی از تجربیات شخصی و سیاسیاش را در کنار هم بازگو کرده است. این کتاب دربرگیرنده بیست وچهار فصل و سه بخشِ شدنِ من، شدنِ ما و شدنِ بیشتر می باشد.
میشل با استفاده از محبوبیت مثالزدنیاش توانسته تأثیر زیادی بر خودباوری دختران نوجوان بگذارد. همچنین از او به عنوان یکی از مهمترین حامیان فقرا یاد میشود.فعالیتهای بشردوستانه و حمایتی او باعث شد بیش از پیش نزد مردم آمریکا و حتی مردم دیگر نقاط جهان محبوب شود و همین محبوبیت بر فروش چشمگیر کتابش نیز موثر بود.
اندکی آشنایی با میشل اوباما:
میشل لاوون رابینسون اوباما با در سال 1964 در کلان شهر شیکاگو زاده شد. او ملیت آفریقایی-آمریکایی دارد که در دو ریاست جمهوری اوباما (هشت سال)، سمت بانوی اول آمریکا را داشت. او فارغ التحصیل حقوق از دانشگاه پرینستون و هاروارد است. میشل در سن 28 سالگی با باراک اوباما ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو دختر به نامهای مالیاان و ساشا است.
نگاهی گذرا به بخش های کتاب:
- بخش اول؛شدنِ من:
بخش اول این کتاب در هشت فصل به روایت دوران کودکی تا دانشگاه میشل اوباما میپردازد. از شروع زندگی سخت تا رسیدن به هاروارد. او روابط خانوادهاش را گرم توصیف میکند و تأثیر آن را در تمام دوران زندگیاش احساس میکند. معتقد است حمایت والدینش برای او اطمینانی را به ارمغان آورده که بسیاری از همنژادانش از آن محروم بوده اند و باعث شده هربار در مواجهه با چالشهای زندگی بتواند روی پای خودش بایستد. «صدای خودتو به گوش برسون و نترس»این حرف همیشگی مادر میشل به او بود که انگیزه او را بالا برد و درنهایت توانست وارد دبیرستان ویتنی اِم یانگ (Whitney M. Young)،در مرکز شیکاگو شود.رفتن به دبیرستانی خوب باعث میشود نگاهش به دنیا وسیعتر شود و فکر دانشگاههای آیویلیگ را در سر بپروراند.با این وجود، هنگامیکه با یک مشاور انتخاب رشته و کالج صحبت میکند، چنین جوابی گرفتهاست: «بعید است بتوانی وارد پرینستون بشوی!» اما میشل در دانشگاه پرینستون پذیرفته شد! در پرینستون،در رشته جامعهشناسی تحصیل کرد، سپس به فکر رفتن به مدرسه حقوق هاروارد افتاد . در آزمون ورودی مدرسه حقوق شرکت کرد و مستقیم از پرینستون به مدرسه حقوق هاروارد رفت. بعد از آنکه او از هاروارد فارغالتحصیل شد، در یک موسسه حقوقی خوشنام به نام سیدلی و آستین مشغول به کار شد و همانجا بود که برای اولین بار، دانشجوی حقوق جوانی به نام باراک اوباما را ملاقات کرد. - بخش دوم؛شدنِ ما:

این بخش در ده فصل آشنایی، ازدواج و سالهای اولیه زندگی میشل و باراک اوباما را بیان کرده است. باراک اوباما به عنوان کارآموز تحت نظارت میشل وارد شرکت میشود و آشنایی کاری این دو پس از مدتی به عشق و دوستی میانجامد. میشل، باراک را فردی مصمم مییابد که همیشه میداند میخواهد چهکار کند.در اکتبر سال ۱۹۹۲، میشل و باراک ازدواج کردند.میشل به ازدواج، به چشم یک اتحاد عاشقانه نگاه میکرد که در آن، دو نفر، بدون اینکه از استقلال و یا اهداف شخصی خود چشمپوشی کنند، در دو مسیر موازی پیش میروند. سراسر این بخش، روایت مخالفتهای هرباره میشل اوباما با پستهای سیاسی شوهرش است. او که به الهام از زندگی خانوادگیای که در کودکی تجربه کرده، به دنبال زندگی آرام خانوادگی است، به سختی میتواند بلندپروازیهای شوهرش را درک کند.همزمان که باراک برای شورای شهر شیکاگو و بعدتر نمایندگی مجلس سنا و بعد هم ریاستجمهوری شبانهروز کار میکند،میشل دوران بارداری و بزرگ کردن دخترهایشان را میگذراند.میشل که یکی از مهرههای اساسی کمپین ریاست جمهوری شوهرش بود، به دفعات موردانتقاد و قضاوت قرار گرفت. میشل درجایی از داستان میگوید: «من زنی سیاهپوست و قوی بودم و این برای بعضی از مردم کوتهفکر در یک کلمه خلاصه میشد: عصبانی». - بخش سوم؛شدنِ بیشتر (بهبود و رشد کردن):
این بخش با روز پیروزی در انتخاب شروع میشود. جشن روز سوگند ریاست جمهوری باراک اوباما و نقلمکان به کاخ سفید را مفصلاً شرح میدهد.با اینکه کوچکترین حرکت خانواده مستلزم مقدمات امنیتی است، آنها سعی میکنند تا دخترانشان زندگی عادی نوجوانان را تجربه کنند و هر از گاهی به گردش علمی یا تولدی دوستانه بروند یا دوستی را به خانه دعوت کنند. میشل اوباما در دانشگاه هاروارد حقوق خواند، اما اشتیاقش جهت کمک به مردم سبب شد که قید کار در یک دفتر وکالت معتبر را بزند و در راهی که به آن ایمان داشت قدم بردارد. و در همین راه انتقادات بسیاری دریافت کرد.میشل می گوید: شاید بعد بهتر بتوانیم یکدیگر را به همان نحوی که هستیم بپذیریم. درباره کامل و بی نقص بودن حرف نمیزنم، یا درباره اینکه عاقبت باید به کجا برسی. این نشانۀ قدرت است که اجازه دهی تو را بشناسند، صدایت را بشنوند، سرگذشت منحصربهفرد خودت را داشته باشی و از صدای واقعی خودت استفاده کنی و این نشانۀ بزرگواری است که مشتاق باشی دیگران را بشناسی و صدایشان را بشنوی و این همان «شدن» است.
نقد و بررسی کتاب شدن:
کتاب شدن در 13 نوامبر 2018 به انتشار رسید و تا کنون به بیش از 24 زبان دنیا ترجمه شدهاست. از نکات جالب توجه اینکه درست در اولین روز فروش سراسری این کتاب، استقبال مخاطبان به گونهای بود که صفهای عظیمی را در خیابانها تشکیل دادند و نزدیک به 700 هزار نسخه در همان روز اول فروش داشت.در کشور آلمان هم حدود ۲۰۰ هزار نسخه از این کتاب به فروش رسید.سرعت فروش کتاب بانوی اول پیشین آمریکا در مقایسه با کتابهایی که دیگر بانوان اول این کشور منتشر کرده بودند، بسیار بالا بود. به عنوان مثال کتاب هیلاری کلینتون با نام «تاریخ زنده» که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، در هفته نخست حدود ۶۰۰ هزار نسخه فروش کرد.اُپرا وینفری از معروفترین چهرههای رنگینپوست تلویزیونی آمریکا و جهان در حمایت از کتاب میشل اوباما اعلام کرد که کتاب «شدن» را برای باشگاه کتابش انتخاب کرده است.وینفری در مورد این کتاب میگوید: «شدن» کتابیست از هرآنچه که شما میخواهید بدانید و از بسیاری چیزها که نمیدانید و دوست دارید بدانید. این کتاب خیلی خوب نوشته شده آنچنان که میتوانم صدای میشل را در آن بشنوم و میتوانم تمام احساساتش را درک و حس کنم.
چه کسانی بخوانند؟
اگر به سرگذشت اشخاص تاثیرگذار و مشهور و سبک زندگی آنها به ویژه زنان اثرگذار علاقه دارید کتاب شدن برایتان جذاب خواهد بود.اگر علاقهمند به مطالعهی کتابهای اتوبیوگرافی یا زندگینامه هستید، قطعا یک گزینه الهامبخش خواهد بود.زنان و دخترانی که در جستجوی راهی برای بهبود زندگی خود هستند؛ زندگی میشل اوباما سرشار از تلاش برای بهترشدن است.به طور کل، مخاطب کتاب شدن تمام کسانی هستند که خواهان یادگیری و نصیحت پذیر هستند.اگر قصد خواندن این کتاب را دارید،توصیه می شود به یکی از بهترین ترجمه های این اثر که به سی و دومین چاپ خود رسیده یعنی ترجمه هاجر شکری و امان ا… ارغوان چاپ نشر در قلم مراجعه کنید.





















































این بخش با روز پیروزی در انتخاب شروع میشود. جشن روز سوگند ریاست جمهوری باراک اوباما و نقلمکان به کاخ سفید را مفصلاً شرح میدهد.با اینکه کوچکترین حرکت خانواده مستلزم مقدمات امنیتی است، آنها سعی میکنند تا دخترانشان زندگی عادی نوجوانان را تجربه کنند و هر از گاهی به گردش علمی یا تولدی دوستانه بروند یا دوستی را به خانه دعوت کنند. میشل اوباما در دانشگاه هاروارد حقوق خواند، اما اشتیاقش جهت کمک به مردم سبب شد که قید کار در یک دفتر وکالت معتبر را بزند و در راهی که به آن ایمان داشت قدم بردارد. و در همین راه انتقادات بسیاری دریافت کرد.میشل می گوید: شاید بعد بهتر بتوانیم یکدیگر را به همان نحوی که هستیم بپذیریم. درباره کامل و بی نقص بودن حرف نمیزنم، یا درباره اینکه عاقبت باید به کجا برسی. این نشانۀ قدرت است که اجازه دهی تو را بشناسند، صدایت را بشنوند، سرگذشت منحصربهفرد خودت را داشته باشی و از صدای واقعی خودت استفاده کنی و این نشانۀ بزرگواری است که مشتاق باشی دیگران را بشناسی و صدایشان را بشنوی و این همان «شدن» است.