پدر غایب، فرزند تنها؛ زخمی که در سکوت ادامه پیدا میکند
پدر غایب—چه غیبت فیزیکی و چه بیتوجهی عاطفی—یکی از عمیقترین آسیبهایی است که میتواند بر روان کودک اثر بگذارد. دکتر شبنم طلوعی میگوید کودک در نبود پدر، با سؤالات بیپاسخ بزرگی روبهرو میشود: «من کافی نبودم؟ چرا رها شدم؟» این تفسیرهای کودکانه بعدها تبدیل به طرحوارههایی میشوند که روابط و اعتماد به دیگران را تحت تأثیر قرار میدهند.
فرزندی که پدر ندارد، اغلب میان دو قطب حرکت میکند: نیاز شدید به محبت و ترس از صمیمیت. همین تضاد باعث میشود در بزرگسالی یا به سرعت وابسته شود یا به شدت از صمیمیت فرار کند.
راه درمان از درک این نکته آغاز میشود که نبود پدر «کمارزشی» فرزند را نشان نمیدهد، بلکه بازتاب ناتوانی والد است. با اصلاح طرحواره رهاشدگی، تجربه رابطه درمانی ایمن، و بازسازی تصویر خود، فرد میتواند از چرخهٔ درد قدیمی عبور کند. هیچ کودکی شایسته غیبت والد نیست، اما هر بزرگسالی میتواند معنای ارتباط را دوباره تعریف کند.


















































