| وزن | 170 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 20.5 × 14.5 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده |
فریبا کریمی |
| مترجم |
– |
| ناشر |
نفیر |
| موضوع |
داستان های فارسی |
| نوع جلد |
شومیز |
| قطع |
رقعی |
| تعداد صفحات |
172 |
| تعداد جلد |
1 |
| شابک |
9786226344739 |
| زبان |
فارسی |
کتاب باغ کج نشر نفیر
ناموجود
فریبا کریمی
سرش را بلند کرد و به عقب برد. آسمان پر از ستارههای ریز بود. تنش کوفته و خسته بود. انگار بار سنگینی را برداشته بود. به نبودنِ حریرا در خانه عادت نداشت. به هر طرف که نگاه میکرد اثری از او میدید؛ گلدانهایی که گوشهی حیاط ردیف بودند، نازِیخی که لبهی باغچه گذاشته بود و شاخ و برگهای آن آویزان شده بود. حریرا نازِیخی را بیشتر از گلدانهای دیگرش دوست داشت. تشت رختی که پای شیر آب دَمر شده بود. نعناعهایی که لب باغچه کاشته بود و دیوارهایی که هر روز عصر حریرا روی آن آب میپاشید و بوی کاهگل آن در طول شب در حیاط و خانه میپیچید. خانه از نبودِ حریرا سوتوکور شده بود، اما چارهای نداشت و باید برای آمدنش صبر میکرد.
قسمتی از متن کتاب باغ کج:
باد میوزید و حریرا در جهت باد حرکت میکرد و آفتاب تیز و سوزان، او را با چادری سیاه در کوچه و خیابان نمایان کرد. چشمها به سمت او چرخید. کسبه که با بهمن رفاقتی قدیمی و روابطی نزدیک داشتند، اولین کسانی بودند که خبر را گوشبهگوش به مردم آبادی رساندند که «حریرا به خانهاش برگشت.» و این خبر مثل آسمانغرنبهای در باغ کج به صدا درآمد. زنهای بچهدار از روی دلرحمیِ مادرانه، اشک شوق در چشمهایشان جمع شد که حریرا بار دیگر به آغوش فرزندانش برگشته است. این کتاب را انتشارات “نفیر” منتشر کرده است و در فروشگاه اینترنتی هافکو به فروش می رسد.



















نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.